حق است ولایت مرتضی علی (علی)

اشهد ان علیا ولی الله

حق است ولایت مرتضی علی (علی)

اشهد ان علیا ولی الله

سلام به همه یه سر به ادرس زیر بزنید خیلی با حالید

https://itbird.ir/profile/?mref=31

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۲۱
نویسنده ناشی

حقم نگهدارتون یا علی مدد

Ali Khalaj Tayefeh

یاد لبان سرخ تو بوسه زدم مینای خود

دلخوش شوم ازیاد تو عمری در این دنیای خود

گه می شوم زاهد نما گه در منا جات و دعا 

گه می روم طور و صفا گه سا کنم سینای خود

نجوا کنم مجنون وار جویم ترا دیوانه وار

ببریده ام از غیر یا ر از جنت و عقبای خود 

زلف سیاه طره ات ناز و ادا و غمزه ات

چون کشتی بشکسته ام در موج و در دریای خود

مست نگاه دلبرم مجنونیان را مهترم 

گه گریم و گه خندمش صبح و مسا شب های خود

حال من دیوانه را دیوانه گان دانند و بس

ای و مرا عاقل نما برهان . غم و درد های خود

یاد توام یا دم نما گاهی دلم شادم نما 

در احتضار بسترم لرزانم از تب های خود

نوری تو در قلب خلج کی وارهم زین درد و رنج

تو با منی غافل منم ماندم در این رویای خود

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۶ ، ۱۷:۵۲
نویسنده ناشی

یا علی عمدد 

ای مظهر احد هو یا علی مدد

ای محرم صمد هو یا علی مدد

ای شاه ذو رَشَد هو یا علی مدد

ای میر معتمد هو یا علی مدد

الله را اسد هو یا علی مدد

جان از تو صیقلی یا مرتضی علی

دل از تو منجلی یا مرتضی علی

یا والی الولی یا مرتضی علی

ای ذات تو علی یا مرتضی علی

ای یاد تو مدد هو

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ مهر ۹۶ ، ۲۳:۲۵
نویسنده ناشی

یا علی مدد شاهنشه کون و مکان حیدر کرار 

طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف

گر بکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف

طرف کرم ز کس نبست این دل پر امید من

گر چه سخن همی‌برد قصه من به هر طرف

از خم ابروی توام هیچ گشایشی نشد

وه که در این خیال کج عمر عزیز شد تلف

ابروی دوست کی شود دستکش خیال من

کس نزده‌ست از این کمان تیر مراد بر هدف

چند به ناز پرورم مهر بتان سنگدل

یاد پدر نمی‌کنند این پسران ناخلف

من به خیال زاهدی گوشه‌نشین و طرفه آنک

مغبچه‌ای ز هر طرف می‌زندم به چنگ و دف

بی خبرند زاهدان نقش بخوان ولاتقل

مست ریاست محتسب باده بده ولاتخف

صوفی شهر بین که چون لقمه شبهه می‌خورد

پاردمش دراز باد آن حیوان خوش علف

حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق

بدرقه رهت شود همت شحنه نجف

دیوان حافظ غزل شماره 296

@darvishhaghali 🌹درویش حمید

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۶ ، ۰۱:۲۳
نویسنده ناشی

یا علی مدد حقم نگهدارتون زیر سایه خداوندی مستدام باشید

ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺎﻳﺰﻳﺪ ﭘﻴﺮﻱ ﺑﻮﺩ ﻣﺮﻳﺪﻱ ﺩﺍﺷﺖ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻛﺎﺭ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﻛﺎﺭ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺪﻋﻲ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﭘﻴﺮ ﺍﻭ ﻋﺰﻡ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﺑﺎﻳﺰﻳﺪ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﺍﻭ ﺭﻭ ﻫﻤﺮﺍﻫﻲ ﻧﻤﻴﻜﺮﺩ ﭼﻮﻥ ﻣﺪﻋﻲ ﺭﻭﻳﺖ ﺑﻮﺩ , ﺭﻭﺯﻱ

ﺑﺎ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﭘﻴﺮ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺟﺎﻳﮕﻪ ﺑﺎﻳﺰﻳﺪ ﺷﺪﻧﺪ , ﭘﻴﺮ ﻭﺍﺭﺩ ﺑﺮ ﺑﺎﻳﺰﻳﺪ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺮﻳﺪ ﺭﺧﺼﺖ ﺧﻮﺍﺳﺖ

ﺗﺎ ﭼﺸﻢ ﻣﺮﻳﺪ ﺑﻪ ﺑﺎﻳﺰﻳﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺻﻴﺤﻪ ﺍﻱ ﺯﺩ ﻭ ﺟﺎﻥ ﺩﺍﺩ

ﭘﻴﺮ ﺍﻭﻥ ﺷﺨﺺ ﭘﺮﺳﻴﺪ ﻛﻬ ﻳﺎ ﺷﻴﺦ ﺳﺒﺐ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ

ﺷﻴﺦ ﺑﺎﻳﺰﻳﺪ ﮔﻔﺖ :

ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩ ﻣﻴﺪﻳﺪ ﺩﺭ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻣﺎ ﺩﻳﺪ ﻃﺎﻗﺖ ﻧﻴﺎﻭﺭﺩ

ﺗﺬﻛﺮﻩ ﺍﻻﻭﻟﻴدرویش حمیدﺎﻱ ﻋﻂﺎﺭ

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۶ ، ۰۱:۱۶
نویسنده ناشی

#اول_یار_اخر_یار

"هو"

روزی زلیخا سرگشته و پریشان در کوی و برزن بدنبال نشانی از یوسف گمگشته اش بود...

شخصی به نزدش آمد و گفت : اگر ترا نشانی از یوسف دهم به من چه میدهی؟؟؟

زلیخا کیسه ای زر بدو داد و او هم آدرسی را برایش گفت...

مردی که از دور نظاره گر این اوضاع بود ، دلش به حال زلیخا سوخت و به سوی او رفت و گفت :

ای زلیخا آن مرد به تو دروغ گفت . چراچنین بذل و بخشش کردی؟؟؟

زلیخا گفت : ای عزیز میدانم که دروغ می گفت . اگر که راست می گفت حاضر بودم که جانم را بدهم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۲۰
نویسنده ناشی

یا علی علی نگهدار همه تون #اول_یار_اخر_یار

El Imam Ali es tu Hombre de dios

.

Imam Ali (pbuh) is your protector

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۱۹
نویسنده ناشی

سلام به همه دوستان ارزوی سلامتی برای شما عزیزان

گوش دادن به صوت قران و گفتن ذکر مولا علی ع زیباترین و روح نواز ترین اصواتیست در روی زمین و یا بهتر بگم در تمام عالمیان خداوندا ما را با انها محشور بگردان یا رب العالمین 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۵۶
نویسنده ناشی

سلام به همه

💥حتما بخونید💥

در کانادا پیرمردی را به خاطر دزدیدن نان به دادگاه احضار کردند.

پیرمرد به اشتباهش اعتراف کرد ولی کار خودش را اینگونه توجیه کرد: 

خیلی گرسنه بودم و نزدیک بود بمیرم، قاضی گفت: 

تو خودت می دانی که دزد هستی و من ده دلار تو را جریمه می کنم و می دانم که توانایی پرداخت آن را نداری به همین خاطر من جای تو جریمه را پرداخت می کنم، در آن لحظه همه سکوت کرده بودند و دیدند که قاضی ده دلار از جیب خود درآورد و درخواست کرد به خزانه بابت حکم پیرمرد پرداخت شود سپس ایستاد و به حاضرین در جلسه گفت:

همه شما محکوم هستید و باید هرکدام ده دلار جریمه پرداخت کنید چون شما در شهری زندگی می کنید که فقیری مجبور می شود تکه ای نان دزدی کند؛ درآن جلسه دادگاه ۴٨٠ دلار جمع شد و قاضی آن را به پیرمرد بخشید.

مرحوم شیخ شعراوی می گوید: اگر در شهر مسلمانان فقیری دیدی، بدان که ثروتمندان آن شهر مال او را می دزدند!!!

اجازه ندهیم انسانیت در ما بمیرد 

مرگ انسانیت مرگ خوبیهاست 🌹

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۴۶
نویسنده ناشی

‍ "نکات قرآنی"

(۱۱۰)

"وَ رَفَعناهُ مَکانَاً عَلِیّاً"

"او را به جایگاهی بلند فرا بردیم!"

 

این جایگاه بلند، "مکان علی" است که آیه صراحتاً بدان اشاره کرده است. علی(ع) پیش از آنکه یک کالبد باشد، یک روح بلند است. نور هدایتگر است. با همه ی پیامبران در خفا بوده است و با پیامبر(ص) آشکارا. "مکان علی"، یک کیفیت متعالی از حیات و آگاهی است. هر کسی را بدان راه نیست. سالک "ادریس" وار می خواهد. و ادریس (ع) همان شخصیت پیچیده در اسرار است که حکمت های اسراری بسیاری منسوب به اوست. اینجا منطقه ی اسرار است، قلمرو بلند آگاهی و حیات سرمدی است. و این "روح بزرگِ" سرشار از آگاهی و حیات، همان است که همیشه بوده است. چه خود در خُطَب "تُطُنجِیّة" و "افتخار" به وضوح بیان میکند:

"منم بلند کننده ی مقام ادریس" ... "منم والی رحمان، منم رفیق خضر و هارون، منم همنشین موسی و یوشع بن نون" ... "اسمم در صُحُف، "ایلیا"، و در تورات "بریا" است و در نزد عرب، "علی" است، بدرستی که برای من اسم هایی در قرآن است که اهل معرفت آنها را می شناسند!"

 

ای دوست، در این هستی، یک "روح بزرگ" است که به "اذن خدا" فرمان می راند، تعلیم می دهد و واصِل می کند، این روح زنده و آگاه در هر دوره ای تجلّی خاص خود را داشته و دارد، زیرا "کرّار" است و صاحب "رجعت" های بسیار. بدان "یگانه" با روح یگانه کار می کند، هر چند که تجلیات بسیار داشته باشد. و این ماییم که در اندیشه هایمان پر از تفرقه است، پر از منیّت است. ای دوست، برای آنکه روح مان به جایگاه بلند، نائل شود، باید تسلیم روح بزرگ بود. تسلیم حق. تسلیم راستی و درستی. جز این راهی به فلاح و رستگاری نمی شناسم.

 

بر گرفته از مجموعه نکات قرآنی

مسعود ریاعی

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۶ ، ۰۲:۵۳
نویسنده ناشی

این مطلبی را که در زیر میخوانید بیشتر جهت تقویت نوشتاری خودم است و کمی هم تلنگری به خودم.

خواهش اگر خواندید فقط لایک نکید و اگر اشتباه نوشتاری داشت گوشزدبفرمایید ،سپاسها.

حقیر امروز رفتم یکی از شعبات بانک که سه تا چک توسط آن شعبه مخدوش کنم و طبق معمول چکها را پشت نویسی کردم و مبلغ ان را به حداقل رساندم که بانک بتواند اقدام کند وقتی به متصدی بانک رجوع کردم متصدی فرمودند چون این چکها خط خوردگیه زیادی دارد من نمیتوانم چنین کاری کنم قانونی نیست و هر چه اصرار و خواهش کردم گفتند نمیشود قانونی نیست باید بروی شعبه خودت تا انها چنین کاری بکنند و چون بانک خودم خیلی شلوغ میشود به همین دلیل با عصبانیت زدم بیرون و غرولند کنان به فکرم رسید که یه شعبه دیگری را امتحان کنم و رفتم به سمت محله دیگر و وقتی چکها را به بانک اراٸه دادم متصدی بانک با خوش روئی تمام و با برخوردی صمیمانه و از روی احترام به من کار مرا راه انداخت و من هم متقابلا از او تشکر و قدردانی کردم

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۲۶
نویسنده ناشی