حق است ولایت مرتضی علی (علی)

اشهد ان علیا ولی الله

حق است ولایت مرتضی علی (علی)

اشهد ان علیا ولی الله

دنگ دنگ

دوشنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۶، ۱۱:۳۱ ق.ظ

دنگ...، دنگ ....

 

ساعت گیج زمان در شب عمر

 

می‌زند پی در پی زنگ.

 

زهر این فکر که این دم گذر است

 

می‌شود نقش به دیوار رگ هستی من.

 

لحظه‌ام پر شده از لذت

 

یا به زنگار غمی آلوده‌است.

 

لیک چون باید این دم گذرد،

 

پس اگر می‌گریم

 

گریه‌ام بی ثمر است.

 

و اگر می‌خندم

 

خنده‌ام بیهوده‌است.

 

 

دنگ...، دنگ ....

 

لحظه‌ها می‌گذرد.

 

آنچه بگذشت ، نمی‌آید باز.

 

قصه‌ای هست که هرگز دیگر

 

نتواند شد آغاز.

 

مثل این است که یک پرسش بی پاسخ

 

بر لب سر زمان ماسیده‌است.

 

تند برمی خیزم

 

تا به دیوار همین لحظه که در آن همه چیز

 

رنگ لذت دارد ، آویزم،

 

آنچه می‌ماند از این جهد به جای:

 

خنده لحظه پنهان شده از چشمانم.

 

و آنچه بر پیکر او می‌ماند:

 

نقش انگشتانم.

 

 

دنگ...

 

فرصتی از کف رفت.

 

قصه‌ای گشت تمام.

 

لحظه باید پی لحظه گذرد

 

تا که جان گیرد در فکر دوام،

 

این دوامی که درون رگ من ریخته زهر،

 

وا رهاینده از اندیشه من رشته حال

 

وز رهی دور و دراز

 

داده پیوندم با فکر زوال.

 

 

پرده‌ای می‌گذرد،

 

پرده‌ای می‌آید:

 

می‌رود نقش پی نقش دگر،

 

رنگ می‌لغزد بر رنگ.

 

ساعت گیج زمان در شب عمر

 

می‌زند پی در پی زنگ :

 

دنگ...، دنگ .... دنگ...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۱/۲۸
نویسنده ناشی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی